در حریم خلوت تنهاییم تنهاترین اندیشه ای

خستــــــــه ام ،خستــــــــــــه از تکــــــــــرار خستگیـــــــــــم ...♥♥♥افسون♥♥♥

در حریم خلوت تنهاییم تنهاترین اندیشه ای

خستــــــــه ام ،خستــــــــــــه از تکــــــــــرار خستگیـــــــــــم ...♥♥♥افسون♥♥♥

رهگذر


آنکس که می گفت دوستم دارد

عاشقی نبودکه به شوق من آمده باشد

رهگذری بودکه روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت

صدای خش خش برگها همان آوازی بود

که من گمان می کردم می گوید:دوستم دارد



نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد